حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
162
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
و در كمال شجاعت و از خودگذشتگى ، نقشهها را به اجرا مىگذاشته است . رهبريت نزاريان ، اين تشكيلات را براى ارعاب دشمنان و دفاع از خود سازماندهى كرده بود كه ما نمونهاى از آن را در جريان ترور فرمانده فرنگى صليبيان ، مركيس ، مشاهده مىكنيم . « 1 » به دليل رنج شديدى كه صليبىها از فدائيان اسماعيلى متحمل مىشدند ، شهرت آنها به اروپا هم رسيده بود . وقتى فيليپ ششم ، پادشاه فرانسه ، تصميم گرفت در سال 733 هجرى ( 1332 م ) حملهء صليبى جديدى به سرزمين شام انجام دهد ، يكى از راهبان آلمانى به نام بروكار ديوس ، وحشتش را از فدائيان نزارى پنهان نمىكند و به خاطر شدت وحشتى كه از آنها داشته است ، چهرهاى بسيار هولناك از آنها ارائه مىدهد و آنها را با اوصافى معرفى مىكند كه نشان دهندهء ترس و وحشتى است كه بر او و ديگر صليبيان از عمليات فدائيان اسماعيلى چيره شده بود . بروكار ديوس خطاب به پادشاه فرانسه چنين مىگويد : « . . . من در اين وضعيت خطرناكى كه در آن به سر مىبرم ، كسانى را كه شايستهء لعنت هستند بايستى از آنها فرار كرد ، ياد مىكنم . اينها كسانى هستند كه خود را فروختهاند و تشنهء خون بشريتند . اينها كسانى هستند كه براى رسيدن به پول حاضرند بىگناهان را به قتل برسانند و هيچ اهميتى به مرگ و زندگى نمىدهند . اينها مانند شيطان هستند كه خودشان را از طريق
--> ( 1 ) - احمد جندى در صفحه 34 از كتابش ، لهو الايام ، مىنويسد : اسماعيليان در نبردشان عليه صليبيان و بهويژه در ترورهايى كه انجام مىدادهاند ، مشهور شدهاند ، بهطورىكه در محافلشان تا به امروزه اين ضربالمثل وجود دارد كه هرگاه فردى در كارى مهارت پيدا مىكند مىگويند : « فلانى سر شاهزاده را آورد » . اين سخن به اين دليل است كه اسماعيليان وقتى شاهزاده يا اميرى را ترور مىكردهاند ، سر او را از تن جدا كرده ، به شهرشان مىآوردهاند .